فيلم خانه پدرى ساخته #کیانوش_عیاری در سال ۱۳۸۹ ساخته شد. فیلم مدتها توقیف شده بود تا اینکه پس از سالها کشمکش به آن اجازه اکران داده شد. این فیلم در ژانر درام از لحاظ فرم و محتوا یکی از بهترین فیلمهای سینمای ایران است به کارگیری نمادها و پرداخته شدن شخصیتها در آن درون مایه را معنادارتر می کند و به آن جلا می دهد . داستان دختری است به نام ملوک که خطا کرده است و از دید مردان دیکتاتور خانواده آن زمان محکوم به مرگ است تا این ننگ پاک شود سکانس اول فیلم با وارد شدن دختر به خانه و کشته شدن او توسط برادر #مهدی_هاشمی و پدرش #مهران_رجبی ببیننده را در جا میخکوب می کند . برادر قبری را برای او در زیرزمین می کند که در پیری محلی برای زجر خود و سکته مغزی می شود . عموی دختر برای باور کردن مرگ برادر زاده اش خنجر خونی را که توسط برادر داخل قبر تازه خاک شده کرده است شاهد می خواهد . این جهل و نادانی در چند دهه قبل در ایران به نمایش در می آید و سنت را به دنیای مدرن می کشاند تا جایی که دختری که می خواهد عروس محتشم بشود دکتر است و حاضر نیست پا به خانه ای بگذارد که در گذشته در آن قتلی انجام شده است . زیرزمین نماد پنهان کاری در جامعه توسط مردانی که به ظاهر قهرمان با قفل کردن آن سعی در پنهان کردن دارند . فرش در این فیلم نماد زن سنتی است که ملوک با رفو کردن آن سنت را بازسازی می کند . فرشی که پدر با آن روی قبر را می پوشاند تا پنهان کاری کند . این فیلم نماد تکرار تاریخ است که امروزه شاهد آن هستیم که خانه پدری را که دختر در آن احساس امنیت می کند را تبدیل به گورستانی ازظلم مردسالاری می کند. دیواری که کنار قبر کشیده شده است باید خراب شود تا به دنیای مدرن وارد شوند. در سکانس پایانی فیلم دوربین ما را از دید پسر محتشم #شهاب_حسینی به روی تاب شکسته در حیاط می برد که دیگر دختری روی آن ننشسته است
آيا اين جهل و نادانى در دنياى امروز مدرن تعريفى دارد ؟ چگونه پدرها دست به اين جنايات مي زنند تا حكم خدا را اجرا كنند ؟