به نظر من شعر نو فارسی با افسانه شروع میشه. به چند دلیل این شعر حتی امروز در عصر پست مدرن هنوز نو و تازه است
دو دلیل را در اینجا کوتاه اشاره میکنم.
(مکالمه خورد)
دو صدا در این شعر با یکدیگر سخن میگویند اما آن صدای دیگر که افسانه است نه کاملا در درون راویه و نه کاملا بیرون از او . افسانه تنها صدای دیگر و پنهان مانده خود راویه نیست بلکه چیزی است فراتر از آن.
(نگاه پرسش گر یا هستی شناسانه)
راوی مدام از چیستی و کیستی افسانه پرسش میکنه، افسانه همه چیزهایی هست که گفته شده اما هیچ کدام از اونها نیست...
و...