پازولینی در فیلمِ سالو بدونِ آنکه جهان بینیِ مارکی دوساد را نقد کند از ظاهرِ سیستمِ فکریِ ساد استفاده میکند و به نقدِ مدرنیسم و تفکرِ سرمایهداری و ذاتِ انسانی میپردازد که پازولینی هدفش را به خوبی در این فیلم نشان میدهد...
این درست است که این فیلم عریان، خشن، مشمئزکننده، حال بههم زن و هولناک است...
ولی پازولینی نیتِ نیکی داشته است... (هر چند راهی که انتخاب کرده از نظرِ من بسیار تند و خشن است.) او میخواست از جامعه انتقاد کند و ضعف و نابهسامانیها را نشان بدهد.
و انسانِ باشرفی بود و صد البته هنرمندی مؤلف و با تکنیکی قدرتمند... در جهانِ سینما؛
اما همچون کارگردانانِ هالیوودی «منظورم از دههیِ هفتاد به آن ور» مردم را به ناآگاهی نمیکشاند و فریب نمیداد. یا فیلمهایِ موردِ نظرِ سیاستپیشهگان را نمیساخت.
او دردمَند بود و صاحبِ احساساتی پاک ولی با بیانی نامتعارف