به نظر من این اثر فلسفی یک نوع درگیری با دنیای درونی و کودک درون است که هر چه داستان به سمت جلو میرود میفهمیم شخص بزرگ داستان در واقع از درونی ترین قسمت وجودش بر نادرست بودن بعضی تفکرات ایمان دارد و به این باور نیز دست می یابد که هرچه بزرگتر شویم مسائل مهم را که در بر گیرنده ذات ادمی است را فراموش و دچار سر در گمی میشویم